این متن رو خودم نوشتم خواهش میکنم ایرادامو بهم بگین واگر هم راهی برای بهتر نوشتن دارین اونو اعلام کنین.(منظورم اینه که مسابقه بزاریم) حالا ببینیم کی میتونه بهتر بنویسه هرکی پایه است بسم الله....!راستی اگر از این متن خوشتون اومد قبل از این که کپی کنیدش بهم بگین!مرسی از همتون!(دریا)
وقتی شیطان هنگ کرد!
مرد داشت بد و بیراه میگفت وبا صدایش آسمان و زمین را به هم می کوبید. شیطان مات ومبهوت او را می نگریست که چگونه بر علیه خداوند کفر می گفت و،وجودش را منکر می شد.مرد هنوز داد می زد؛صدای فریادش گوش فلک را کر،کرده بود که میگفت:مگر خدایی هم وجود دارد؟مگر بهشتی وجود دارد؟اگر هم باشد مگر یک سیب می تواندزندگی این همه انسان را نابود کند؟مگر نباید قدرت فقط در دستان انسان ها باشد وبس؟پس این خداو شیطان و فرشته و بهشت و جهنم چه می گویند؟مگر خدا....؟خدا....!خداا...؟ ناگهان بغض مرد ترکید وزانو زد گفت:خدایا مرا هم یاری کن ....
هنوز مرد فریاد می زد و شیطان غرق در تکفر به این موجودات شگفت که مخلوق خدا بودند می نگریست و خاطرات روز اولی که خدا آدم وحوا را آفرید را مرور می کرد و بعد با خود گفت:آیا آن ها لیاقت سجده را داشتند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
Darya & sahar
نظرات شما عزیزان:
ارسام 
ساعت17:55---25 اسفند 1390
خود گويي خود خندي عجب مرد هنرمندي